راستش قبل از این که هرم و تکچشم را ببینید و کلماتی مثل “ایلومناتی” یا “تشکیلات سری” به زبانتان بیاید، باید به یک‌چیز اعتراف کنم. باید اعتراف کنم که کلاً به همه‌ی تئوری‌ها و افسانه‌هایی که در مورد قدرت شگفت‌آمیز تعدادی از انسان‌ها گزاف‌گویی می‌کنند، بدبینم. انجمن‌های مخفی‌ای که اراده‌ی ملت‌ها را گسسته‌اند و همه‌‎ی تاریخ را به هم وصله‌پینه می‌زنند، به نظر بنده‌ی حقیر به همان‌اندازه واقعی‌اند که دوستی بگوید پدرش شب‌ها از دیوار رد می‌شود و با اجنه هم‌بستری می‌کند.

نه این که بخواهم به دوستم یا پدرش تهمت دروغ‌گویی بزنم بلکه اعتقاد دارم که من ساده‌دل به بعضی باور‌ها هرگز نیازی ندارم. همین که جهان فیزیکی دور تا دورم را در محاسبات روزمره‌ام به کار بگیرم در بیشتر اوقات کافی خواهد بود و قطعاً ترجیح می‌دهم که به جای سخن‌سرایی در باب انجمن زیر زمینی‌ای که مثلاً قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین تشکیلات مخفی دنیاست و با در اختیار گرفتن کانون‌های سرمایه در جهت تسلط بیشتر به دنیا حرکت می‌کند و فلان و فلان، درباره‌ی بی‌کفایتی مردانی صحبت کنم که منشاء اصلی عقب‌افتادگی ملتم بوده‌اند و یا هستند. و به جای اهمیت‌دادن بی‌خودی به شوالیه‌های معبد، تاریخ موثق جنگ‌های صلیبی و سرگذشت عجیب آزمندی مردمان را بخوانم و حتی وقتی به هرم‌های باستانی بدنامِ فراعنه می‌نگرم، به استحکام شکل مثلثی‌شان فکر کنم که پیش‌تر در طبیعت کوه‌ها امتحان پس داده و درباره‌ی خروار اراجیفی که به آن باور داشتند شرط‌بندی نکنم. چون قطعاً نه به آن‌ها دسترسی دارم که با دروغ‌سنج امیالشان را بیازمایم و نه هنوز به مرتبه‌ای از عرفان و دانش رسیده‌ام که خبره‌ی امور ارتباط بین دنیای بالا و پایین باشم.

بیشتر بخوانید