اگر بخواهیم در مورد اومبرتو اکو (Umberto Eco) حرف بزنیم ممکن نیست که صرفا درباره‌ی یک نویسنده حرف بزنیم. به همین ترتیب وقتی اومبرتو اکو اسم مجموعه‌ای از مقالاتش را «من‌باب ادبیات» (On Literature، سال انتشار: ۲۰۰۴، ترجمه‌ی انگلیسی از: مارتین مک‌لفین) می‌گذارد، نباید فریب عنوان کتابش را بخوریم و فکر کنیم که قرار است فقط مقالاتی درباره‌ی ادبیات بخوانیم. اکو «نظمیات ارسطو» را محور یک مقاله می‌کند و یا در مقاله‌ای دیگر درباره‌ی «تاریخچه‌ی آمریکاستیزی در ایتالیا» می‌نویسد ولی مطلقا موضوع بحث ادبیات یا تاریخ صرف نیست. اکو وقتی که در مقاله‌ای دیگر می‌خواهد «بهشت» دانته را به خواننده‌ی جوان معرفی کند، بهشت دانته را یک مدحیه‌ برای دنیای غیرفیزیکی و نرم‌افزاری می‌خواند و دانته را به صورت ستایشگر واقعیت مجازی جلوه می‌دهد طوری که بعد از اکو، خواندن کمدی الهی شما را به یاد شبکه‌ی وب بیندازد.
مقاله‌ی پیش رو هم گرچه «من‌باب برخی از کاربردهای ادبیات» (On Some Functions of Literature) نام دارد، ولی به سیاق باقی مقالات اومبرتو اکو مطلقا به بحث‌های ادبیاتی آشنا اکتفا نمی‌کند. او درباره‌ی «تاثیر ادبیات بر زبان» می‌گوید (مثلا تاثیری که دانته بر ایتالیایی گذاشت یا لوتر در آلمانی یا هومر در یونانی) و درباره‌ی رابطه‌ی بین متن و مترجم بحث می‌کند و همین‌طور تار و پودهای زبانی مسائل جهان امروز را به رخ ما می‌کشد.

بیشتر بخوانید