یک نقل قول مدتی‌ست که بین جماعت گیک و نرد دست به دست می‌شود که «بیگ بنگ تئوری سریالی‌ست درباره‌ی آدم‌های نابغه برای آدم‌های احمق». راستش را بخواهید چند فصل اخیر سریال همتش را بر این گذاشته که در تک‌تک سکانس‌هایش به اثبات این مدعا بپردازد. بیگ بنگ به اشارات و ارجاعات اینترتکسچوال وابسته است و بس. به واقع کمدی‌اش از سطح بینامتنیت ساده فراتر نمی‌رود. صرف اینکه در دیالوگ‌های سریال مدام ترجیع‌بندهای علمی و بعضاً شبه‌علمی ردو‌بدل شوند و یا استیون هاوکینگ رفیق جینگ شلدن کوپر باشد، برای القای این توهم به مخاطب که سریالی هوشمندانه تماشا می‌کند کافی قلمداد شده است؛ وگرنه خود سریال نه در پلات هوشمندی خاصی از خود نشان می‌دهد و نه بازی‌ها و تایمینگ کمدی بازیگران نبوغ طنزآمیزی را جلوه می‌دهند که برعکس، سطح مفتضحانه و خجالت‌آوری از آماتور بودن را به یاد می‌آورند. نمونه‌اش مثلاً صحنه‌ای در فصل اخیر است که شلدن می‌خواهد کد مورس را با پلک زدن اجرا کند و نتیجه به طرز مضحکی جعلی و فیک و باورناپذیر از آّب در آمده. در حالی که شاید از نظر “طرفداران” سریال، این موضوع اهمیتی برای پلات نداشته باشد، ولی همین نکات ریز هستند که تایمینگ کمدی را تمیز از آب در می‌آورند و تجربه‌ی نهایی را لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

بیشتر بخوانید