همینطوری‌است که بعد از این همه سال دنبال ایده‌‌های داستان‌های علمی‌تخیلی یا آرمانشهری نرفتیم و به جای غذا از قرص‌ و وعده‌های فشرده شده و ملکولی غذایی استفاده نکرده‌ایم. زیرا غذا برایمان فراتر از یک نیاز است. آنقدر مهم و اساسی که مثلاً امکان ندارد بعد از هر کار خوبی که انجام می‌دهیم دلمان نخواهد به خودمان یک چیز خوردنی هدیه بدهیم و خب نمی‌شود با لذت‌های دیگر مقایسه‌اش کرد، چون با اینکه ۳۶۵ روز سال روزی حداقل سه بار تکرارش می‌کنید، امکان ندارد از دیدنش خسته شده باشید. (اگر باور نمی‌کنید یک نگاهی به هانسل و گرتل بیندازید و ببینید که جادوگر چطور سعی دارد هنوز هم با این که هانسل کاملاً سیر شده با غذا گولش بزند و یک لقمه‌ی چپش کند.)

بیشتر بخوانید