چه دلتان بخواهد و چه نخواهد، «از دمِ صبح ازل تا آخر شام ابد» که همین حالا را هم شامل می‌شود، عقیده‌ی مردمانی بر آن بوده که کره‌ی زمین هیچ هم به شکل کُره نیست و چه می‌دانم، لابد تخت روانی است بر عقب چهار عدد فیل و ایشان هم روی لاک یک لاک‌پشت غول‌آسا –که در فضای بی‌کران شنا می‌کند- نشسته‌اند. بایستی این را هم دانست که وقتی صحبت از «مالتی‌ورس» بشود -چنانچه نگارنده ترجیح می‌دهد این استثنا را به مجموعه‌ی صفحه‌جهان تری پرچت اطلاق کند؛ چه، اگر خواننده نتواند بپذیرد که میلیون‌ها خدای ریز و درشت در اطراف و اکناف همین جهان حضور دارند، این یکی تئوری را هم باید عطایش را به لقایش ببخشد- این تصویر ابداً اشکالی ندارد و باید هم هرگونه عدم تفاهمی را، به حق چیزهای ندیده، پذیرفت. لیکن کشمکشی که در اینجا صحبت از آن می‌رود از نوع دیگری و به صورت عملی است-. یعنی هر آدمی که خلاف آن را بگوید، دارد آب‌روی مقدسات یا مدرکات – یا هر دو- را می‌ریزد و بایست او را به نحوه‌ای از انحاء ادب کرد که دیگر فکر این «غلط‌«ها به سرش نزند. انگار این دفعه قرار است قائلان به زمین تخت –به جای اُمنیایی‌ها در داستان- دم و دستگاه تفتیش عقاید را راه بیندازند.

بیشتر بخوانید