در تصور انسان‌ها از گونه‌ی غالب، مقدار زیادی نارسیسیسم دخیل است. ما دوست داریم لقب گونه‌ی برتر را به موجودی بدهیم که از همه انسان‌طوری‌تر است. سیاره‌ی میمون‌ها چنین تصویری به ما ارائه می‌کند و می‌گوید اصلاً صرف نظر از مسیر تکاملی متفاوتی که میمون‌ها طی کرده‌اند، اگر وقت و فضای کافی بهشان بدهیم، این نزدیک‌ترین قوم و خویش ژنتیکی ما، می‌توانند مهارت‌های سخنوری و سازندگی ما را به دست بیاورند.

اما واقعیت این است که اقبال قوم و خویش‌های بوزینه و میمون ما برای به ارث بردن زمین اندک است. چرا که بوزینه‌ها احتمالاً تا موقع انقراض ما دوام نخواهند آورد. تا همین لحظه هم ما تنها انسان‌ریخت زنده‌ای هستیم که «در خطر انقراض» یا «در خطر جدی انقراض» نیستیم. ضمناً بحران جهانی‌ای که احتمالاً ما را منقرض خواهد کرد جمعیت کوچک و بی‌دفاع بوزینه‌ها را مصون نخواهد گذاشت. درواقع، هر حادثه‌ی انقراضی‌ای که بخواهد روی انسان‌ها اثر بگذارد، احتمالاً همانقدر هم برای جانورانی که در بنیه‌ی فیزیولوژیکشان با ما شریکند، خطرناک خواهد بود. از جمله بحران آب، نابودی جنگل‌ها و پوشش گیاهی، کمبود غذا، برخورد اجرام سماوی و تغییرات شدید اقلیمی.

بیشتر بخوانید