اعدام با ما چه می‌کند؟ در واقع آن‌چه این نویسنده‌ی گمنام دارد بهش اشاره می‌کند آن حقی نیست که از آدمی که کشته ایم به گردن ماست. موضوع حق جلاد به گردن جامعه است. ما به عنوان یک جامعه اجازه نداریم به یکی از اعضایمان چنین قدرتی بدهیم، چون متعاقباً مسئولیت سقوط اخلاقی و انسانی‌اش به گردن ما خواهد بود. جز این از عدالت به دور است که قدرتی این چنین بر جان انسان‌های دیگر به کسی تفویض شود. فساد فردی به کنار چنین تبعیضی ریشه‌ی همه‌ی بیماری‌های اجتماعی است. نه هیچ یگان و اورگان و گروهی حقی به جان هیچ بشری دارد و نه با کشتن کسی که آدمی را کشته، حقی به جایی برمی‌گردد. در نهایت به نظر می‌رسد اعدام پیش از آن که قدمی در راستای حفظ نظم مصنوعی جامعه باشد، عرصه‌ی خودارضایی سادیستی آدم‌هاییست که در لذت از کشتن، خلاقیتی قابل ستایش دارند. یا شاید در نهایت جامعه‌ی بشری همیشه به بز بلاگردانش نیاز دارد و تا آن پنج روز خون نباشد، لباس تمدن به تنمان تنگ و خارش‌آور است.

بیشتر بخوانید