ادیسه درباره‌ی یک مرد است. این موضوع از همان ابتدا کاملاً واضح است، مثلا در ترجمه‌ی رابرت فگل، شعر با این جمله شروع می‌شود: «ای الهه‌ی شعر، از آن مرد فراز و نشیب‌های بسیار برای من تصنیفی بسرا.» در طول شعر، این مرد درصدد است که بعد از جنگ تروا به خانه برگردد، خواستگارانی که قصد ازدواج با زنش پنه‌لوپه را دارند سلاخی می‌کند و جایگاه خودش را به عنوان رئیس خانواده از نو استحکام می‌بخشد.

اما ادیسه درباره‌ی آدم‌های دیگر هم هست: درباره‌ی پنه‌لوپه، کالیپسوی پری، کیرکه‌ی جادوگر، شاهزاده ناوسیکا، بسیاری از هم‌سفران  اودیسیوس که قبل از رسیدن به خانه جانشان را از دست دادند، بیشمار بردگانی که در خانه‌ی اودیسیوس هستند و اسم خیلی‌هایشان هرگز برده نمی‌شود.

بیشتر بخوانید