از همان ابتدای قصه‌گویی، توانایی حل معما و رندبازی در آوردن صفتی برتر بوده برای شخصیت اول. این‌که بشود پیدا کرد قاتل کیست. دزد که بوده. کدام‌یک از زوجین به دیگری خیانت کرده. مادر این بچه کیست. این چیزها نمودی از بزرگی و هوشمندی و برتری شخصیت اول داستان است. ولی با پیشرفت شخصیت‌ها، تبدیل شدنشان از سنخ به شخصیت، اهمیت‌یافتن داستان پس‌زمینه در ماجراهایشان، جلوه‌گر شدن فم‌فتال‌ها و رئیس‌های مافیا و شرکت‌های کورپوریشن چندملیتی و درنهایت تبلور جهان سایبری، داستان معمایی و کارآگاهی هم دچار تغییر می‌شود.

اما می‌شود با در نظر نگرفتن جزئیات، داستان‌های کارآگاهی و کارآگاهشان را به سه گروه تقسیم کرد. کارآگاه‌های حکیم، کارآگاه‌های دانشمند و کارآگاه‌های تکنوکرات.

بیشتر بخوانید