یلی وقت‌ها که فیلم وسترن می‌بینیم، فلسفه‌ی عجیب شخصیت‌های غیراخلاقی و فردگرایش توجهمان را جلب می‌کند؛ شخصیت‌هایی که فقط نفع شخصی و مادی خودشان برایشان مطرح است و مفهوم کمک به هم نوع و شفقت برایشان مرده است. از فیلم‌های وسترن قدیمی «مردی که لیبرتی ولنس را کشت»(۱۹۶۲) گرفته تا فیلم نسبتا تازه‌ی «غرب آهسته»(۲۰۱۵) ویلین‌ها و آنتی‌هیروهایی می‌بینیم که اولویت‌شان، فقط شخصِ خودشان و نفع مادی‌شان است و بس. الگویی که در سینمای آمریکا بارها و بارها تکرار شده و هنوز هم می‌شود؛ گاهی براساس «آدم-بده-خوب-میشه» تغییر می‌کنند و گاهی نقش شریر داستان را در نهایت بی‌رحمی و خونسردی بازی می‌کنند. این نوع شخصیت، علاوه بر جذابیتی که برای بیننده‌هایش دارد، یک ارزش روانی تاریخی نیز دارد و نمایانگر ارتباطی عمیق با اخلاقیات اقتصادی و اجتماعی مردم آمریکاست.

بیشتر بخوانید